بسم الله الرحمن الرحيم
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : حُسَيْنٌ مِنِّي وَأَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْنًا– حسين (ع) از من است و من از حسين هستم.
با تشكر از بانيان اين اجلاس باشكوه و هم انديشي وحدت آفرين حول محور امام حسين (ع) و قيام عاشورا بویژه ریاست دانشگاه آزاد اسلامی استان و امتنان از بزرگان شيعه و سني و اساتيد گرامی كه شرف حضور داريد بنده مناسب ديدم طليعه سخن خودم را اين فرمايش پر معزز و پر از رمز و راز پيامبر رحمت رسول خاتم (ص) قرار بدهم که بسيار معروف است و به تواتر نقل شده و در منابع اهل سنت آمده است.
امام بخاري نوشته است : روزي پيامبر (ص) به منزلي دعوت بود در مسير ايشان امام حسين (ع) كه در سن كودكي قرار داشت بازي مي كرد. حضرت جلوتر از صحابه بود. در مسير ايشان امام حسين (ع) بازي مي كرد. رسول خاتم (ص) دست گشود كه حسين (ع) را بگيرد و حسين (ع) از اين طرف به آن طرف مي رفت و پيامبر هم شادمان او را دنبال مي كرد تا اينكه امام حسين (ع) را گرفت. آنگاه دستي بر زير چانه كودك و دست ديگر بر پشت او گذاشت و فرمود: حسين از من است و من از حسينم. خداوند دوست بدارد كسي را كه حسين (ع) را دوست بدارد.
و امّا شرح حديث : پيامبر (ص) فرمود حسين از من است . اين مطلب نياز به توضيح زيادي ندارد زيرا كه حسين (ع) فرزند علي و زهرا و فرزند رسول خاتم است كه مايه بهجت و سرور او است و اينكه حسن و حسين عليهما السلام سرور جوانان اهل بهشت هستند همچنانكه ابن عساكر در تاريخ خودش، ابن كثير در البدايه و النهايه، ابو حاتم در صحيحه خودش، احمد ابن حنبل در مسند خودش نقل كرده اند به اینکه پيامبر (ص) فرمود: إِنَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة: حسن و حسين سرور جوانان اهل بهشت هستند.
بنا به نقل ديگري از منابع اهل سنت . طبراني از حذيفه نقل مي كند كه مي گويد: رسول خدا را شادمان ديدم از خوشحالي او سئوال كردم فرمود : چگونه خوشحال نباشم و حال آنكه جبرئيل به من بشارت داد كه فرزندان من، حسن و حسين، سرور جوانان اهل بهشت هستند. اين حديث قدسي معروف است و فقط ابن عساكر در تاريخ خود، اين حديث را با بيست سند ذكر نموده است.
بحث من در عنوان وَحُسَيْنٌ مِنِّی روشن است. مهم دانستن وَأَنَا مِنْ حُسَيْنٍ است كه پيامبر (ص) فرمود.
در اين رابطه اگر بخواهيم درك و فهم نافذي داشته باشيم ابتدا لازم است از بعثت پيامبر (ص) و رسالت آن حضرت و آيين او سخن بگوييم و به هدف بعثت پي ببريم. خدا در قرآن فرمود : وَلَقَد بَعَثنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ وَاجتَنِبُوا الطّاغوتَ ۖ فَمِنهُم مَن هَدَى اللَّهُ وَمِنهُم مَن حَقَّت عَلَيهِ الضَّلالَةُ ۚ فَسيروا فِي الأَرضِ فَانظُروا كَيفَ كانَ عاقِبَةُ المُكَذِّبينَ سوره مبارکه النحل آیه ۳۶: فلسفه بعثت عبوديت و بندگي خدا و اجتناب از طاغوت است براي اين هدف اصلي اهداف بين راهي و مقدماتي هم وجود دارد كه نيازمند به ذكر آنها در اين مجال كوتاه نيستيم.
آنچه كه از منابع اهل سنت و شيعه استفاده مي شود و تاريخ و ملت ها گواه آن است اين است كه نهضت و قيام عاشورا با پرچمداري سيد و سالاران شهيدان حضرت حسين (ع) در راستا و در استمرار بعثت پيامبر (ص) و براي حفظ آيين عزيزتر از جان او به وقوع پيوسته است و عامل مهم آن هم عنصر امر به معروف و نهي از منكر بوده است.آن بزرگوار چشم طمع به قدرت نداشت و نگران دین مردم بود .
خود امام حسين (ع) فرمود : إنّما خَرَجْتُ لِطَلبِ الإصلاح في أُمّةِ جَدّي صلى الله عليه وآله وسلم وَ اُریدُ اَن آمَرَ بِالمَعروف وَأنهى عَن المُنكر- تنها دليل خروج و قيام من، طلب اصلاح در ميان امّت جدم رسول خدا (ص) است و اينكه اراده كرده ام معروف گستري كنم و منكر زدا باشم .
ميدانيم آن حضرت در مسير بیداري امّت اسلام از هيچ كوششي فرو گذار نشده و آن هنگام كه با لشكر يزيد با فرماندهي حرابن يزيد رياحي مواجهه پيدا كرد فرمود :أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهی عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا، فَإِنّی لا أَرَی الْمَوْتَ إِلاّ سَعادَةً وَ لاَ الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إِلاّ بَرَمًا– اي مردم آيا نمي بينيد كه به حق عمل نمي شود و باطل لجامش گسيخته شده و پاياني ندارد. در چنين شرايطي من مرگ را به جز سعادت نمي دانم و زندگي با ظالمان را به جز خفت و خواري نمي انگارم.
اين كلام نوراني آن حضرت حر را متحول كرد بگونه اي كه در ركاب حضرت به عنوان يكي از ياران او حق مدارانه جهاد كرد و شهيد شد. هم چنانكه خون پاك آن حضرت كه از آن تعبير به ثارالله شده است ، درس حرّيت و آزادگي به بشريت آموخت. زيرا كه فرمود :
إن كان دينُ محمّدٍ لم يستقم إلّا بقتلي، فيا سيوف خذيني– اگر دين جدم رسول خدا (ص) مستقيم و استوار نمي گردد مگر با ريخته شدن خون من، پس اي شمشيرها مرا در بر گيريد كه من عاشق خون دادن در راه خدا و مكتبم هستم اين سخن و اقدام جهادي او بر عليه يزيد و نظام نامشروع طاغوت زمان، بهترين بيان براي فلسفه عاشورا و سخن رسول خاتم است كه فرمود : وَ اَنَا مِن حُسين روي همين جهت است كه در ارادت اهل سنت مثل ديگر نحله ها فكري و آرماني مسلمان حق خواه به امام حسين (ع) شكي نيست.
در رسانه ها خواندم كه جناب مولوي عبدالحميد در يكي از خطبه هاي نماز جمعه اهل سنت زاهدان، اعلام كرده بود : ما معتقديم قيام حسين (ع) براي اجراي عدالت و برقراري دين و خدمت بر مردم بود و زماني كه ايشان ديدند قدرت به دست افراد نااهل و نالايق افتاده قيام كرد. قيام ايشان در جهت امر به معروف و نهي از منكر و قيام در مقابل ظلم و استبداد و ديكتاتوري بود. همه مي دانيم امامان و پيشوايان نخستين مذاهب اهل سنت هم ضمن اينكه شاگردان امام صادق (ع) و حاميان اهل بيت محسوب مي شوند.
جزء مدافعين شاخص قيام عاشورا بودند و امام ابوحنيفه در مسير دفاع از قيام عاشورا به شهادت رسيده است. و كم له من نظير كه طناب دار بدوش كشيده و در كنار شيعه در جهت ترويج از قيام عاشورا مجاهدت نموده و در قيامهاي تاريخي و ديني از جمله قيام امام خميني (ره) در ايران كه در راستاي قيام عاشورا به وقوع پيوست مشاركت داشته اند و بسيار اند كساني از علماء اهل سنت كه در شأن امام حسين (رع) و قيام عاشورا شعر سروده و عرض ارادات كرده اند به عنوان مثال علامه اقبال لاهوري از انديشمندان اهل سنت گفته است :
آن امام عاشقان، پور بتول - سرور آزادي زبستان رسول
الله الله باي بسم الله ، پدر – معني ذبح عظيم ، آمد پسر
همچنانكه حافظ عليه الرحمة فرموده است :
مريد پير مغانم زمن مرنج اي شيخ كه وعده تو كردي و او بجا آورد
گفته مي شود مراد از پير مغان امام حسين (ع) و مراد از شيخ حضرت ابراهيم خليل الرحمن پدر اسماعيل عليهما السلام است. شيخ شهيد عطار نيشابوري در مصيبت نامه خودش درباره امام حسين (ع) چنين سروده است.
كيست حق را و پيغمبر را ولي – آن حسن سيرت ، حسين ابن علي
آفتاب آسمان را معرفت – آن محمد صورت و حيدر صفت
نه فلك را تا ابد مخدوم بود – ز آنكه اوسلطان ده معصوم بود
قرة العين امام مجتبي – شاهد زهرا ، شهيد كربلا
گيسوي او تا به خون آلوده شد – خون گردون از شفق پالوده شد
كي كنند اين كافران با اين همه – كو محمد، كو علي كو فاطمه ؟
صد هزاران جان پاك انبيا – صف زده بينم بر خاك كربلا
در تموز كربلا تشنه جگر – سربريدندش، چه باشد زين بتر؟
حال که سخن به اینجا کشید جا دارد بگویم لایوم کیومک یااباعبدالله
فقط عرض مي كنم كه بشير خبر شهادت آن حضرت به اهل مدينه را اينگونه بازگو كرده است :
يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ بِها قُتِلَ الحُسَيِنُ فَأَدْمُعِي مِدْرَارُ
الجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبَلاءَ مُضَرَّجٌ وَالرَأْسُ مِنْهُ عَلَى القَناةِ يُدارُ
اي اهل مدينه ديگر در خانه هاي خود راحت استراحت نداشته باشيد زيرا كه حسين را كشتند . بدنش را روي شنهاي داغ كربلا رها كردند و دفن نكردند و سرش را به نيزه زدند و شهر به شهر گرداندند.
u2003
برچسب: سخنرانی در همایش,سخنراني هاشمي در همايش بانوي,سخنرانی در همایش پیاده روی,متن سخنراني در همايش,سخنراني روحاني در همايش اقتصاد,
نویسنده: پارسا عباسی